عطا ملك جوينى
690
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
« بقاتيمور » را با لشكر قبايل اويرات و از دامادان و امرا و نوينان بزرگ از هر طرفى جماعتى بزرگان كه تفصيل اسامى ايشان تطويلى تمام داشته باشد موسوم كرد . و به جانب ختاى ايلچيان را به طلب استادان منجنيقى و نفطاندازان روان گردانيد . از ختاى يكهزار خانه ختائى منجنيقى آوردند كه به زخم سنگ سوراخ سوزن را منفذ جمل مىساختند « 1 » و تيرهاى منجنيق به احكام پى و سريشم استوار كرده كه چون از حضيض عزم اوج كند راجع نگردد « 2 » . و در مقدّمه ايلچيان بفرستادند تا از كوه تيعاب كه ميان قراقورم و بيشباليغ است چندانك در طول و عرض ممرّ عساكر پادشاه جهان در حساب بود علفخوار « 3 » و مرغزارها قوريغ « 4 » كردند و از چرانيدن چهارپايان محفوظ گردانيد تا علفخوار خوار نگردد و مرغزار را آزار نرسد . تمامت كوه و دشت چون باغ و بستان محفوظ و ممنوع شد و دندان دوابّ « 5 » و مواشى « 6 » از رعى « 7 » آن مقطوع گشت . و تمامت ممالك تركستان تا خراسان و اقاصى روم و گرجستان گياه حكم وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ « 8 » گرفت به حدّى كه هركس يك برگ را از آن برگ « 9 » چهارپاى مىساخت ترك چهارپاى مىبايست گرفت تا به حقيقت گياه گناه گشت و از سبزى سيرى حاصل شد . و ايلچيان روان شدند تا لشكرى كه بودند از مرغزارها و علفخوارها به مواضعى كه نه ممرّ مواكب پادشاه باشد تحويل كنند ، و تايجو و لشكرهاى جورماغون به روم روند . و جهت علوفهء حشم و لشكر از تمامت ممالك فرمان شد تا هر سرى يك تغار آرد كه صد من باشد و پنجاه من شراب كه يك خيك بود مرتّب كنند . و امرا و اصحاب اطراف هركه بودند به علوفهسازى و ترتيب ترغو « 10 » و نزل « 11 » مشغول گشتند و منزل به منزل نزل مىنهادند . و امراى مغول و مسلمان ماديان گلّهها مىآورند و نوبت به نوبت قميز مىساختند تا به اميرى ديگر مىرسانيدند . و آنجا كه ممرّ پادشاه جهان در حساب بود فرسنگ به فرسنگ از خار و خرسنگ « 12 » خالى مىكردند و بر رودها و جوىها پل مىبستند و در معابر
--> ( 1 ) - يعنى با ضربهء سنگ سوراخ سوزن را چنان گشاد مىكردند كه شتر مىتوانست از آن عبور كند . تلميح به آيه 40 از سورهء اعراف در قرآن كه : « به بهشت در نيايند تا آنگاه كه شتر از سوراخ سوزن درآيد . » ( 2 ) - يعنى پايههاى منجنيق را محكم و با سريشم استوار مىكردند ، تا هنگام پرتاب برنگردد . ( 3 ) - علفخوار : مرتع . ( 4 ) - قوريغ : همان « قرق » در لفظ امروز . ( 5 ) - دوابّ : جانوران و جنبندگان ، جمع دابّه . ( 6 ) - مواشى : چهارپايان . ( 7 ) - رعى : چرانيدن . ( 8 ) - و لا . . . به اين درخت نزديك نشويد ( سورهء بقره آيهء 35 ) . ( 9 ) - برگ : در اينجا به معنى آذوقه و خوراك . ( 10 ) - ترغو : طعام و شراب . ( 11 ) - نزل : آنچه كه نزد مهمان آرند از خوردنى . ( 12 ) - خرسنگ : سنگ بزرگ .